تبليغاتX
2boy lover
2boy lover



عشق؟

                               

چقدر بده حس کني عزيزترين کست داره بهت خيانت ميکنه اما نتوني چيزي بگي تا عشقو دوست داشتنتو نبرن زير سوال...


چقد دوست داشتم عشق منم مثل همه آدما بود


کاش هيچ وقت عاشق نميشدم تا يه همچين روزي رو نميديدم


عشق؟؟؟


چرا همه ميخوان عاشق بشن؟؟؟


يعني چيزي که من دارم عشقه ؟


پس چرا اين شکليه ؟


هميشه دوست داشتم عاشق بشم  اما نــــــــــــــــه ديگه اينو نميخوام


من ميخوام همه عاشقم بشن


خسته شدم


از اين زندگي نکبت بار پر از درد خسته شدم


منم آدمم چرا کسي اينو نميفهمه؟؟


شايد بگيد قشنگي عشق به درد و رنجشه


کاش يکيتون جاي من بود


درد و رنج عشق قابل تحمله اما واسه وقتي که تو رو بخوان نه اينکه........

یکشنبه 5 مهر1388 توسط Reza & Mostafa |

حبس خواهم کرد...

من تو را

 

عشقت را

 

حتي دوست نداشتن هايت را

 

در خيالم

 

در روحم

 

حبس خواهم کرد ...

سه شنبه 6 مرداد1388 توسط Reza & Mostafa |

مداد سفید...

همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نميداد...همه مي گفتند :تو به هيچ دردي نميخوري...يک شب که مداد رنگي ها توي سياهيه کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...وآنقدر ستاره کشيد که کوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي جاي خالي او با هيچ رنگي پرنشد


سه شنبه 12 خرداد1388 توسط Reza & Mostafa |

تموم خاطراتت يادم مياد...

ياد اون روز که دلت ميگفت منو ميخواد


اگه تو نموني پيشم ديونه ميشم


آخه من چي کار کنم تو بموني پيشم


فکر تو يه لحظه از سرم نميره


من ميگم ميموني اما دل ميگه ميره


نزار تا قصه مون اين جوري تموم بشه


ميدونم تو ميري مهرم حروم ميشه


بگو حرفت چيه ؛ آخه دردت چيه


تازه اول راهيم ، خداحافظي چيه


مي دونستم ميري و تنهام ميزاري


تو که از حال دلم خبر نداري


مي دونستم آخرش اين جوري ميشه


يکي مون تنها ميمونه واسه هميشه     

 

پنجشنبه 7 خرداد1388 توسط Reza & Mostafa |

سير تکامل دختر خانمها

سن 14 سالگي : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوري؟ ميگفتن ... خوبم مرسي ... حالا ميگن مرسي خوبم
سن 15 سالگي : هر کي بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام ... نقاشيشون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ آميزي
سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان خودکشي کنن ... شوخي هم ندارن
سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ريزن ... بهشون بي وفايي شده ... کوران حوادث
سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن
سن 19 سالگي : از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ... مي دونم
سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه
سن 23 سالگي : همهء خواستگارا رو رد مي کنن
سن 24 سالگي : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه
سن 25 سالگي : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکي نمي ياد... هر کن ميخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگي : يه نفر مي ياد ، همين خوبه ، بله
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدي

دوشنبه 14 اردیبهشت1388 توسط Reza & Mostafa |

تفاوت ازدواج و عشق...

عشق يعني گرفتن دست يكديگر در خيابان و خودنمايي كردن
ازدواج يعني دعوا كردن در خيابان و توجه همه را جلب كردن

عشق يعني خوردن غذا در بهترين رستوران
ازدواج يعني خوردن غذاي آماده در خانه

عشق يعني صحبت كردن درباره بچه دار شدن
ازدواج يعني صحبت كردن درباره چطور خلاص شدن از دست بچه ها

عشق يعني زود به رختخواب رفتن
ازدواج يعني زود خوابيدن

عشق باعث از دست رفتن اشتها ميشه
ازدواج باعث از دست رفتن قيافه ميشه

عشق يعني داشتن وقت
ازدواج يعني نداشتن وقت

عشق يعني برنامه ريزي براي آينده
ازدواج يعني خراب شدن آينده

عشق يعني سحرخيز بودن
ازدواج يعني خواب آلود بودن

عشق يعني دادن اولين الويت به معشوق
ازدواج يعني دادن آخرين الويت به معشوق

عشق يعني بلند پروازي
ازدواج يعني شكستن پر و بال

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

جمعه 4 اردیبهشت1388 توسط Reza & Mostafa |

بیست و چهار ساعت از زندگی دخترا

5صبح: ديدن روياي شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..

6 صبح: در اثر شکست عشقي که در خواب از طرف شاهزاده مي خوره از خواب مي پره .

7صبح: شروع مي کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!!

8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علي رغم 18 کيلو اضافه وزن) شروع مي کنه به جمع آوري وسايل مورد نياز: جوراب و مانتو و کيف و لوازم آرايش و لوازم آرايش و لوازم آرايش و لوازم آرايش و…

9صبح: آغاز عمليات حساس زير سازي بر روي صورت (جهت آرايش)

10 صبح: عمليات زيرسازي و صافکاري و نقاشي همچنان با جديت ادامه دارد .

11 صبح: عمليات آرايش و نقاشي و لنز کاري و فيشيل و فوشول با موفقيت به پايان مي رسد و پس از اينکه دختر خودش رو به مدت نيم ساعت از زواياي مختلف در آيينه بررسي کرد و مامان جون 19 تا عکس از زواياي مختلف ازش گرفت، به اميد خدا به سمت دانشگاه ميره .

12 ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس ميشه تا يه جاي خوب برا خودش بگيره . ( جاي خوب تعابير مختلفي داره . مثلا صندلي بغل دستي پولدارترين پسر دانشگاه - صندلي فيس تو فيس با استاد: در صورتي که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … )

1 ظهر: وسط کلاس موبايل دختر مي زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج ميشه تا جواب منيژه جون رو بده. و منيژه جون بعد از 1.5 ساعت که قضيه خاستگاري ديشبش رو + قضيه شکست عشقي دوست مشترکشون رو براش تعريف کرد گوشي رو قطع مي کنه. اما ديگه کلاس تموم شده .

2 ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از يکي از پسراي کلاس جزوه بگيره. توجه داشته باشين دختر نبايد از دخترا جزوه بگيره. آخه جزوه دخترا کامل نيست!!!!!!!!!!!

3 ظهر: دختر همچنان در جستجوي کيس مناسب جهت دريافت جزوه!!!!!

4عصر: دختر نا اميد در حرکت به سمت خانه.

5 عصر: يکدفعه ماشين همون پسر پولداره که جزوه هاشم خيلي کامله جلوي پاي دختره ترمز مي کنه و ازش مي خواد که برسونتش.

6 عصر: دختر به همراه شاهزاده روياهاش در کافي شاپ گل زنبق!!! ميز دوم. به صرف سيرابي گلاسه.

7 عصر: دختر ديگه بايد بره خونه و پسر تا دم خونه مي رسونتش.

8 غروب: دختر در حال پياده شدن از ماشين اون پسره: راستي ببخشيد جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتي مجالي براي تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر مي گيره.

9 شب: دختر در حال چيدن ميز شام در خانه سه تا ظرف چيني گل سرخي جهيزيه مامانش رو ميشکونه (از عواقب عاشقي)

10شب: دختر در حال تفکر به اينکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!

2شب: دختر داره خواب ميبينه رفته ماه عسل.

5 صبح: دختره بيدار ميشه و ميبينه اون پسره sms داده که: براي نامزدم کلي از تو تعريف کردم. خيلي دوست داره امروز با من بياد دانشگاه ببينتت!!! و امروز دختر بايد کمي زودتر به دانشگاه برود. شايد جاي مناسب تري در کلاس نصيبش شد!!!!!!!!!!!!!

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

یکشنبه 30 فروردین1388 توسط Reza & Mostafa |

اگه دخترا نبودنو باباها نبودنو هزارتا اگه ديگه!!!

  بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 اگه دخترا نبودن

 

اگه دخترا نبودن کي يه ساعت جلوي اينه واميستاد ؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اگه دخترا نبودن پسرا به کي متلک مي گفتن ؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اگه دخترا نبودن کي به مامان جون کمک مي کرد ؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

اگه دخترا نبودن پسرا صبح تا شب با کي حرف مي زدن؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

اگه دخترا نبودن کي درس مي خوند ؟ ههههههههههتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اگه دخترا نبودن کي ناز مي کرد ؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اگه دخترا نبودن کي از سوسک مي ترسيد ؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

اگه دخترا نبودن کي جيغ مي زد ؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اگه دخترا نبودن کي خودشو واسه پسرا لوس مي کرد ؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اگه دخترا نبودن کي خواهرشوهرمي شد ؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اگه دخترا نبودن جراحان پلاستيک ، دماغ کيوعمل مي کردن ؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

اگه دخترا نبودن کي عزيز بابا بود ؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اگه دخترا نبودن به کي ميگفتن صضراتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

اگه دخترا نبودن کي مانتوي تنگ مي پوشيد ؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com


اگه باباها نبودن


اگه باباها نبودن کي قربون صدقه ي دخترا مي رفت ؟

اگه باباها نبودن کي از دستپخت مامان ايراد مي گرفت ؟

اگه باباها نبودن دخترا کيو وقتي از سرکار ميومد بوس مي کردن ؟

اگه باباها نبودن کي بچه بي تربيتا رو تنبيه مي کرد ؟

اگه باباها نبودن کي بجاش ( اين بي ادبي بود فاکتور گرفتمش حالا بعد (بچه ها نيايند بگند اله بله جيمبله

اگه باباها نبودن کي هوو مي اورد سر مامانا ؟

اگه باباها نبودن به کي مي گفتن زن ذليل ؟

اگه باباها نبودن بچه ها چطوري الاغ سواري مي کردن ؟

اگه باباها نبودن کدوم بچه اي مجبورمي شد شب خودشو بزنه به خواب ؟

اگه باباها نبودن به کي مي گفتن پدرسوخته ؟

 

اگه مامانا نبودن

 

اگه مامانا نبودن باباها چيکار مي کردن ؟دق

اگه مامانا نبودن تلفن به چه درد مي خورد ؟

اگه مامانا نبودن کي به بچه ها يه توپ دارم قلقليه ياد مي داد ؟

اگه مامانا نبودن کي از بچه ها جلو بابا شون دفاع مي کرد ؟

اگه مامانا نبودن روزمادر کي بود ؟

اگه مامانا نبودن کي غصه مي خورد ؟

اگه مامانا نبودن بچه ننه به کي مي گفتن ؟

اگه مامانا نبودن شماهارو کي به دنيا مي اورد ؟

اگه مامانا نبودن کي کجا چي کار مي کرد ؟

 

اگه اينترنت نبود

 


اگه اينترنت نبود کي شصتا اسم داشت ؟

اگه اينترنت نبود کافي نت چي بود ؟

اگه اينترنت نبود علافا چي کار مي کردن ؟

اگه اينترنت نبود هکرا با چي ور مي رفتن ؟

اگه اينترنت نبود کي ازراه به درمي شد ؟

اگه اينترنت نبود چطوري يه پيرزن 20 سالش مي شد ؟

اگه اينترنت نبود کي مي تونست دوجنس داشته باشه ؟

اگه اينترنت نبود چي چشم وگوش بچه ها رو باز مي کرد ؟

اگه اينترنت نبود چطوري بدونه اين که صدات بياد با بقيه حرف مي زدي ؟

اگه اينترنت نبود من اين چرت و پرتارو کجا مي نوشتم ؟

اگه اينترنت نبود چي بود ؟

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

سه شنبه 29 بهمن1387 توسط Reza & Mostafa |

آزاریGF


اگه يه روز خواستيد GF خودتونو اذيت کنيد (که خدا نکنه هيچ وقت بخواهيد اينکارو بکنيد چون دل GF ها نازکه وطاقت نمي يارند ولي امان از دست اون GF هايي که!!!!!!!!!!!!!!! هيچي نگم بهتره، که اونا واقعا حقشونه،بازم ميگم نه هر نوع GFي) رهکاراي زير جالبن تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

1- هروقت به موبايل شما زنگ زد و مشغول تعريف کردن وقايع روزانه اش بود (که معمولا اين کار را با افزايش شاخ و برگ و با آب و تاب دادن به آن انجام ميدهد) صحبت هايش را قطع کرده و اعلام نماييد که پشت خطي داريد و لطف کند و 1 ساعت ديگر تماس بگيرد!
2-هر وقت خواستيد وي را سوار ماشين کنيد با استفاده از عطر زنانه مادر و يا خواهر محترمتان فضاي ماشين را عطر آگين کنيد و هنگامي که ازتان پرسيد اين بوي چيست شروع به تناقض گويي کنيد تا تصور کند رقيب دارد! (مسلماً اين عمل بسيار غير انساني است و تنها در صورتي اين کار را انجام دهيد که مطمئن شويد بعدها ناحيه اي از وجود شما به نام وجدان شروع به خارش و درد نخواهد کرد)!
3-دائماً اسم وي را اشتباهي صدا کنيد! (مثلاً اگر اسمش ثمينه است او را پريزاد صدا بزنيد تا هر گونه امکان اشتباه اعم از لپي و ... به ذهنش خطور نکند و به شک بيفتد که رقيب دارد).اگر هم پرسيد پريزاد کيست بگوييد دوست دختر قبلي ام که تيريپي لاو گونه با او داشتم!
تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com
4-از يک هفته قبل از تولد تا يک هفته بعد از تولدش مفقودالاثر شويد و در دسترس نباشيد و هنگامي هم که از شما درخواست هديه نمود به وي بفرماييد : مگه من و تو واسه هديه دوست شديم؟مهم اينه که قلبامون پيش همديگه باشه که هست!(لازم به ذکر است در ساير اعياد سال از قبيل ولنتاين، سالگرد دوستي،روز صنعت و معدن و ... نيز همين عمل را انجام دهيد)!
5-هر وقت با او بيرون ميرويد مانند انسانهاي چشم چران مدام به لنگ و پاچه دختران مردم نگاه بيفکنيد!!!!
6-هنگامي که دوستش را با خودش سر قرار آورد کانون توجهاتتان به سمت دوستش باشد و قبل از خداحافظي از دوستش بخواهيد شماره اش را به شما بدهد!!!
تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com
7-و اگر مي خواهيد شورش را در آوريد و حسابي سکه يه پولش کنيد با يکي ديگر از دوست دختر هايتان(که مطمئناً همه پسر ها براي روز مبادا چنين چيز هايي دارند!) به جايي برويد که مطمئنيد وي و چند تا از دوستان صميمي اش(که البته شما را هم ميشناسند) آنجا حضور دارند!
نکته:دختر خانم ها معمولاً به دليل وجود خصلتي به نام حسودي جلوي دوستان صميمي خود پز دوست پسر هاشون را ميدهند حال تصور کنيد که يک دختري وقتي که پيش دوستان صميمي اش ميباشد - در حاليکه مشغول تعريف کردن از دوست پسرش- ناگهان دوست پسرش را مشاهده کند که دست در دست دختري ديگر از آن جا رد ميشوند

8-وقتي پيش دوستتونيد اونيکي دختر رو نشون بديد و بگيد مثلا: عجب مانتوي باحالي پوشيده  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

۹-تو ماشين که هستين و دوستتون در حال گوش دادن به موزيک مورد علاقه شون هستند بزنيد به يه اثر زيبا از دکتر شجريان گوش کنيد تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

۱۰-وقتي در کافي شاپ در حال صرف انواع نوشيدني و ... هستيد بي کلاس ترين نوشيدني مثل چايي را سفارش بدهيد تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

11-وقتي قراره با هم به مهموني يا ... بريد از درويشانه ترين لباسهايتان استفاده کنيد تا آنتي کلاس عمل کرده باشيد تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com
نتيجه اخلاقي = کلا بي کلاس باشين تا راحت باشين 

12-هميشه دوست دخترتون رو با اسم دوست دختر قبليتون که اونم ميشناسه صدا کنيد و (بعد معذرت بخواهيد)  تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

13-وقتي از جايي که با هم چيزي خورديد و شما حساب کرديد بيرون اومديد بگيد:اصلا ارزش نداشت و فقط پولتون رو دور ريختيد     تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

14-آخر نامه ها مثله اين تازه به دوران رسيده ها زرت و زورت ننويسيد (دوستت دارم)  تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

15-ولنتاين مسافرت باشيد.  تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

16- هميشه يک شاخه گل بهترين هديه هست.  تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

17-وقتي موهاش بلنده بهش بگيد کوتاه کنه و اگر کوتاه کرد بگيد: الان فهميدم هيچ مدل مويي بهت نمياد. بلند که بود قشنگتر بود. تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

18-به بهانه ي ترافيک 33دقيقه و 14ثانيه دير بريد سر قرار.دانشمندان در آخرين تحقيقات خود ثابت کرده اند که اگر ديرتر از اين زمان برويد خوشگل مورد نظر (آي کيو همون دختره ديگه) محل را ترک خواهد کرد و اگر زود تر برويد پررو ميشود.   تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

19- فقط از رنگ صورتي بدتون مياد (مورد استفاده در 99/99درصد از مواقع) تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

20-از مزه ي رژ لب چندشتون ميشه (وا!!!!!!!!!) 

 

شنبه 19 بهمن1387 توسط Reza & Mostafa |

آزاریBF

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir
1 - اگه بهتون زنگ زد فرض بر سعيد نام بودن دوست پسرتونه...!!!) بگين سلام حميد جون. بعد يه دفعه انگار که تازه متوجه شدين بگين اوا خاک به سرم علي تويي؟؟؟؟ مي تونين اين سير رو تا هفده بار تکرار کنين ولي بار هجدهم ديگه خطر مرگ داره.من مسئوليتي در قبال اين حادثه ندارم. 

 

2 - بهش زنگ بزنين و بگين کسي خونه نيست و دعوتش کنين خونتون ، بعد با دختر همسايه بريد سينما و ......... 

 

3 - تا يه شوخي کوچيک با شما کرد سريعا جبهه بگيرين و باهاش دعوا کنين. با کلماتي از قبيل:مگه تو خودت خواهر و مادر نداري؟...يا يه همچين چيزايي .ولي دو تا سه دقيقه بعد خودتون يه جک فجيع يا افتضاح تعريف کنيد و بعدش بشينيد و قيافه بنده خدا رو تماشا کنيد. 

 

4 - آرايش شديد بکنيد و از اين شلواراي خيلي برمودا و آستين هاي مانتوتونو خيلي بزنيد بالا  و بريد جلوي بنده خدا رژه بريد و وقتي به شما نزديک شد و به دو سه متري شما رسيد ، سرش داد بزنيد و بعدش بشينيد و زجر کشيدنش رو تماشا کنيد. 

 


5 - عکسهاي دو نفره اي رو که با پسر نوه عمه ي خاله ي پدربزرگ پسر دختر خالتون و يا امثالهم گرفتيد بهش نشون بديد ولي بهش اجازه نديد حتي يه دونه عکس باهاتون بگيره.

6 - موقع تولدش جلوي دوستاش فقط بهش يه شاخه گل هديه بديد و حالشو حسابي بگيريد و (احتمالا بسته به قدرت و توانايي قلبي و شرايط جوي) بشينيد و سکته شو تماشا کنيد و لذت ببريد.


7 - همين که تو ماشين بغل دستش نشستين شروع کنين به عطسه کردن و از بوي ادکلن چند صد هزار تومنيش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خريده ايراد بگيريد و بهش بگيد که به اين بو حساسيد. 

 

8 - وقتي داره باهاتون حرف مي زنه همين که به جاي حساس حرفاش رسيد بي مقدمه موبايلشو برداريد و به يکي از دوستاتون زنگ بزنيد و چهار ساعت و چهل و هشت دقيقه با دوستتون حرف بزنيد  و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبايل بذاريد
بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

شنبه 19 بهمن1387 توسط Reza & Mostafa |

داستان واقعی


چشماي مغرورش هيچوقت از يادم نميره .
رنگ چشاش آبي بود .
رنگ آسموني که ظهر تابستون داره . داغ داغ…
وقتي موهاي طلاييشو شونه مي کرد دوست داشتم دستامو زير موهاش بگيرم
مبادا که يه تار مو از سرش کم بشه .
دوستش داشتم .
لباش هميشه سرخ بود .
مثل گل سرخ حياط . مثل يه غنچه …
وقتي مي خنديد و دندوناي سفيدش بيرون مي زد اونقدرمعصوم و دوست داشتني مي شد که اشک توي چشمام جمع ميشد.
دوست داشتم فقط بهش نگاه کنم .
ديوونم کرده بود .
اونم ديوونه بود .
مثل بچه ها هر کاري مي خواست مي کرد .
دوست داشت من به لباش روژ لب بمالم .
مي دونست وقتي نگام مي کنه دستام مي لرزه .
اونوقت دور لباش هم قرمز مي شد .
بعد مي خنديد . مي خنديد و…
منم اشک تو چشام جمع ميشد .
صداي خنده اش آهنگ خاصي داشت .
قدش يه کم از من کوتاه تر بود .
وقتي مي خواست بوسش کنم ?
چشماشو ميبست ?
سرشو بالا مي گرفت ?
لباشو غنچه مي کرد ?
دستاشو پشت سرش مي گرفت و منتظر مي موند .
من نگاش مي کردم .
اونقدر نگاش مي کردم تا چشاشو باز مي کرد .
تا مي خواست لباشو باز کنه و حرفي بزنه ?
لبامو مي ذاشتم روي لبش .
داغ بود .
وقتي مي گم داغ بود يعني خيلي داغ بود .
مي سوختم .
همه تنم مي سوخت .
دوست داشت لباشو گاز بگيرم .
من دلم نميومد .
اون لبامو گاز مي گرفت .
چشاش مثل يه چشمه زلال بود ?صاف و ساده …
وقتي در گوشش آروم زمزمه مي کردم : دوستت دارم ?
نخودي مي خنديد و گوشمو ليس مي زد .
شبا سرشو مي ذاشت رو سينمو صداي قلبمو گوش مي داد .
من هم موهاشو نوازش ميکردم .
عطر موهاش هيچوقت از يادم نميره .
شباي زمستون آغوشش از هر جايي گرم تر بود .
دوست داشت وقتي بغلش مي کردم فشارش بدم ?
لباشو مي ذاشت روي بازوم و مي مکيد?
جاش که قرمز مي شد مي گفت :
هر وقت دلت برام تنگ شد? اينجا رو بوس کن .
منم روزي صد بار بازومو بوس مي کردم .
تا يک هفته جاش مي موند .
معاشقه من و اون هميشه طولاني بود .
تموم زندگيمون معاشقه بود .
نقطه نقطه بدنش برام تازه گي داشت .
هميشه بعد از اينکه کلي برام ميرقصيد و خسته مي شد ?
ميومد و روي پام ميشست .
سينه هاش آروم بالا و پايين مي رفت .
دستمو مي گرفت و مي ذاشت روي قلبش ?
مي گفت : ميدوني قلبم چي مي گه ؟
مي گفتم : نه
مي گفت : ميگه لاو لاو ? لاو لاو …
بعد مي خنديد . مي خنديد ….
منم اشک تو چشام جمع مي شد .
اندامش اونقدر متناسب بود که هر دختري حسرتشو بخوره .
وقتي لخت جلوم واميستاد ? صداي قلبمو مي شنيدم .
با شيطنت نگام مي کرد .
پستي و بلندي هاي بدنش بي نظير بود .
مثل مجسمه مرمر ونوس .
تا نزديکش مي شدم از دستم فرار مي کرد .
مثل بچه ها .
قايم مي شد ? جيغ مي زد ? مي پريد ? مي خنديد …
وقتي مي گرفتمش گازم مي گرفت .
بعد يهو آروم مي شد .
به چشام نگاه مي کرد .
اصلا حالي به حاليم مي کرد .
ديوونه ديوونه …
چشاشو مي بست و لباشو مياورد جلو .
لباش هميشه شيرين بود .
مثل عسل …
بيشتر شبا تا صبح بيدار بودم .
نمي خواستم اين فرصت ها رو از دست بدم .
مي خواستم فقط نگاش کنم .
هيچ چيزبرام مهم نبود .
فقط اون …
من مي دونستم (( بهار )) سرطان داره .
خودش نمي دونست .
نمي خواستم شاديشو ازش بگيرم .
تا اينکه بلاخره بعد از يکسال سرطان علايم خودشو نشون داد .
بهار پژمرد .
هيچکس حال منو نمي فهميد .
دو هفته کنارش بودم و اشک مي ريختم .
يه روز صبح از خواب بيدار شد ?
دستموگرفت ?
آروم برد روي قلبش ?
گفت : مي دوني قلبم چي مي گه؟
بعد چشاشو بست.
تنش سرد بود .
دستمو روي سينه اش فشار دادم .
هيچ تپشي نبود .
داد زدم : خدا …
بهارمرده بود .
من هيچي نفهميدم .
ولو شدم رو زمين .
هيچي نفهميدم .
هيچکس نمي فهمه من چي ميگم .
هنوز صداي خنده هاش تو گوشم مي پيچه ?
هنوزم اشک توي چشام جمع مي شه ?
هنوزم ديوونه ام.
لطفا نظر دل و قلب خود را درباره اين داستان بيان كنيد ( مهم )

شنبه 19 بهمن1387 توسط Reza & Mostafa |

!!این افسانه واقعی است

سلام بچه ها،خوبید؟چه خبرا؟ 

واستون یه داستان باحال میذارم بخونیدو حالشو ببرید!!!

 دوست دارم که.....

يه اتاقي باشه گرمه گرم ... روشنه روشن ... تو باشي، منم باشم ... کف اتاق سنگ باشه سنگ سفيد... تو منو بغلم کني که نترسم ...که سردم نشه ...که نلرزم ... اينجوري که تو تکيه دادي به ديوار ... پاهاتم دراز کردي ... منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکيه دادم ... با پاهات محکم منو گرفتي ... دو تا دستتم دورم حلقه کردي ... بهت مي‌گم چشماتو مي‌بندي؟ ميگي آره! بعد چشماتو مي‌بندي ... بهت مي‌گم برام قصه مي‌گي تو گوشم؟ مي‌گي آره! بعد شروع مي‌کني آروم آروم تو گوشم قصه گفتن ... يه عالمه قصة طولاني و بلند که هيچ وقت تموم نمي‌شن ... مي‌دوني؟ مي‌خوام رگ بزنم ... رگ خودمو ... مچ دست چپمو ... يه حرکت سريع ... يه ضربه عميق ... بلدي که؟ ولي تو که نمي‌دوني مي‌خوام رگمو بزنم ... تو چشماتو بستي ... نمي‌دوني من تيغ رو از جيبم در ميارم ... نمي‌بيني که سريع مي برم ... نمي‌بيني خون فواره مي‌زنه ... رو سنگاي سفيد ... نمي‌بيني که دستم مي‌سوزه و لبم رو گاز مي‌گيرم که نگم آااخ که چشماتو باز نکني و منو نبيني ... تو داري قصه مي‌گي.. من شلوارک پامه ... دستمو مي‌ذارم رو زانوم ... خون مياد از دستم مي‌ريزه رو زانوم و از زانوم مي‌ريزه رو سنگا ... قشنگه مسي حرکتش! قشنگه رنگ قرمزش ... حيف که چشمات بسته است و نمي‌توني ببيني ... تو بغلم کردي ... مي‌بيني که سرد شدم ... محکمتر بغلم مي‌کني که گرم بشم ... مي‌بيني نامنظم نفس مي‌کشم ... تو دلت ميگي آخي دوباره نفسش گرفت! مي‌بيني هر چي محکمتر بغلم مي‌کني سردتر ميشم ... مي‌بيني ديگه نفس نمي‌کشم ... چشماتو باز مي‌کني مي‌بيني من مردم ... مي‌دوني؟
من مي‌ترسيدم خودمو بکشم! از سرد شدن ... از تنهايي مردن ... از خون ديدن ... وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم ... مردن خوب بود، آرومِ آروم ... گريه نکن ديگه! ... من که ديگه نيستم چشماتو بوس کنم بگم دلم مي‌گيره‌ها ! بعدش تو همون جوري وسط گريه‌هات بخندي ... گريه نکن ديگه خب؟ دلم مي‌شکنه... دلِ روح نازکه ... نشکنش خب...؟بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

شنبه 19 بهمن1387 توسط Reza & Mostafa |

داستان عشق ...

روزگاري در جزيره اي دور افتاده تمام احساسها در کنار هم به خوبي و خوشي زندگي مي کردند؛ خوشبختي، پولداري، عشق، دانائي، صبر، غم، ترس ... هر کدام به روش خويش مي زيستند.

تا اينکه يک روز دانائي به همه گفت: هر چه زودتر اين جزيره را ترک کنيد زيرا به زودي آب اين جزيره را خواهد گرفت اگر بمانيد غرق مي شويد.

تمام احساسها با دستپاچگي قايقهاي خود را از انبارهاي خانه هاي خود بيرون آوردند و تعميرش کردند. همه چيز از يک طوفان بزرگ شروع شد و هوا به قدري خراب شد که همه به سرعت سوار قايقها شدند و پارو زنان جزيره را ترک کردند.
در اين ميان عشق هم سوار قايقش بود اما به هنگام دور شدن از جزيره متوجه حيوانات جزيره شد که همگي به کنار جزيره آمده بودند و وحشت را نگه داشته بودند و نمي گذاشتند که او سوار بر قايقش شود. عشق به سرعت برگشت و قايقش را به همه حيوانات و وحشت زنداني شده سپرد. آنها همگي سوار شدند و ديگر جائي براي عشق نماند.!!!!!!!!!

قايق رفت و عشق تنها در جزيره ماند. جزيره هر لحظه بيشتر به زير! آب ميرفت و عشق تا زير گردن در آب فرو رفته بود. او نمي ترسيد زيرا ترس جزيره را ترک کرده بود. فرياد زد و از همه احساسها کمک خواست.

اول کسي جوابش را نداد. در همان نزديکي قايق ثروتمندي را ديد و گفت: ثروتمندي عزيز به من کمک کن.
ثروتمندي گفت: متاسفم قايقم پر از پول و شمش و طلاست و جائي براي تو نيست.

عشق رو به (غرور) کرد وگفت: مرا نجات مي دهي؟

غرور پاسخ داد: هرگز تو خيسي و مرا خيس ميکني.

عشق رو به غم کرد و گفت: اي دوست عزيز مرا نجات بده

اما غم گفت: متاسفم دوست خوبم من به قدري غمگينم که ياراي کمک به تو را ندارم بلکه خودم احتياج به کمک دارم.

در اين حين خوشگذراني وبيکاري از کنار عشق گذشتند ولي عشق هرگز از آنها کمک نخواست.

از دور شهوت را ديد و به او گفت: آيا به من کمک ميکني؟ شهوت پاسخ داد البته که نه!!!!!

سالها منتظر اين لحظه بودم که تو بميري يادت هست هميشه مرا تحقير مي کردي همه مي گفتند تو از من برتري ، از مرگت خوشحال خواهم شد.

عشق که نمي توانست نا اميد باشد رو به سوي خداوند کرد و گفت :خدايا مرا نجات بده

ناگهان صدائي از دور به گوشش رسيد که فرياد مي زد نگران نباش! تو را نجات خواهم داد.

عشق به قدري آب خورده بود که نتوانست خود را روي آب نگه دارد و بيهوش شد.

پس از به هوش آمدن خود را در قايق دانائي يافت

آفتاب در آسمان پديدارمي شد و دريا آرامتر شده بود. جزيره داشت آرام آرام از زير هجوم آب بيرون مي آمد و تمام احساسها امتحانشان را پس داده بودند عشق برخواست به دانائي سلام کرد واز او تشکر کرد

دانائي پاسخ سلامش را داد و گفت: من شجاعتش را نداشتم که به نجات تو بيايم شجاعت هم که قايقش از من دور بود نمي توانست براي نجات تو بيايد تعجب مي کنم تو بدون من و شجاعت چطور به نجات حيوانات و وحشت رفتي؟

هميشه ميدانستم درون تو نيروئي هست که در هيچ کدام از ما نيست. تو لايق فرماندهي تمام احساسها هستي.
عشق تشکر کرد و گفت: بايد بقيه را هم پيدا کنيم و به سمت جزيره برويم ولي قبل از رفتن مي خواهم بدانم که چه کسي مرا نجات داد؟؟
دانائي گفت که او زمان بود.

عشق با تعجب گفت: زمان؟؟!!!!!

دانائي لبخندي زد وپاسخ داد: بله چون اين فقط زمان است که مي تواند بزرگي و ارزش عشق را درک کند.تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

شنبه 19 بهمن1387 توسط Reza & Mostafa |

ولنتاین


ولنتاين ، روز عشق
قصه - ولنتاين - از کجا شروع شد؟ دقيقا از گل و ماه و ستاره !
حدوداي 1700 سال پيش در روم (اونوقت ها شما هنوز به دنيا نيومده بودين!) حاکمي بنام کلوديوس بوده که فکر ميکرده سربازاي مجرد از متاهل ها قويتر هستن. واسه همينم ازدواج رو ممنوع ميکنه تا سربازاش نتوننن ازدواج کنن و بقول خودش قوي بمونن. هر کسي هم که سرپيچي ميکرده کشته ميشده. اين وسط يک کشيش به نام ولنتاين، براي سربازاي رومي خطبه عقد ميخونده تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com! حالا اينکه اون زمانا خطبه هم بوده يا همينجوري الکي پلکي بوده من نميدونم والا، خلاصه حاکم از اين جريان خبردار مي‌شه و دستور مي‌ده که ولنتاين روبندازن زندان
بالاخره اين جناب ولنتابن چند روز بعدش بخاطر قانون شکني اعدام ميشه و چون جرمش هم رسوندن دختر و پسراي عاشق به همديگه بوده از اون به عنوان شهيد راه عشق ياد ميکنند و از اون زمان ولنتاين رو بعنوان نماد يک عاشق تمام عيار مطرح کردن و روزشو روز عشق گذاشتن. “From your Valentine” اينا شروع ميشه و هر بار که ولنتاين براي دخترک نامه اي مينوشته زيرش مينوشته "از طرف ولنتاين تو "

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 

 
روز ولنتاين چه ميکند دخترا و پسرا؟
در بيشتر کشورهاي دنيا ، دختر و پسرايي که با هم دوست هستن يک بسته شکلات بهم کادو ميدن. همونجور که ميدونيد شيرينيها باعث ايجاد شادي ميشن و شايد علت اينکار هم از قديما اين بوده باشه. اما در ايران معمولا چند شاخه گل، يک عروسک خرس کوچولو ، يه قلب (ازين پفکي ها) و يا چيزي شبيه اين هم بچه ها براي همديگه ميخرن. سعي کنيد کادويي که ميخريد يکمي سليقه هم توش باشه. هميشه پول خرج کردن راه ابراز عشق نيست. يکمي سليقه ميتونه کادوي شما رو براي کسي که دوستش داريد جذاب تر کنه

                                                                                                                                       

  

و اما پيشنهادات ما براي خريد کادو (خطاب به دختر خانم ها):
- پسرها معمولا از عروسک خوششون نمياد. سعي کن پسرونه فکر کني.
- اول به تيپش نگاه کن ، بعد براش کادو بخر
- قيمت کادو خيلي مهم نيست. سعي کن يه چيزي براي بخش که بتونه استفاده کنه. البته در حالت عالي يک شاخه گل و يک بسته شکلات کافيه ، اما اگه خواستي کادوي ديگه اي براش بخري گفتم که نگي نگفتي.
- نوشتن يک نامه تو کاغذ بهمراه چند تا گلبرگ گل سرخ خشک شده يا تازه، ميتونه خيلي عاشقانه باشه
- بچه ها حواستون باشه که شکلاتي که ميخريد بيش از 70 درصد کاکائو نداشته باشه.(روي شکلات هاي خارجي نوشته) شکلات هايي که بيش از 70 درصد کاکائو دارن تلخ و گاهي ترش هستن و براي خوردن با مشـــروبه ! نه چايي. بنابراين هميشه گرون تر بودن دليل بهتر بودن نيست

 

 


و پيشنهادات ما براي خريد کادو (خطاب به آقا پسرها):
- اول از همه اينکه يک شاخه گل فراموش نشه لطفا
- از خريد گلهاي گلايل و مانند آن که باعث خنده دوست هاي دوست-دخترتون ميشه جدا خودداري کنيد. گل سرخ و رز کفايت ميکنه.
- يک بسته شکلات کوچک ، ترجيحا مغزدار !
- يک بسته جوراب صورتي ، يا قرمز ميتونه سورپرايز خوبي براي کادوتون باشه
- بسته بندي کادويي که هديه ميدين خيلي مهمه. اين نشون ميده که شما چقدر براي دوست-دخترتون وقت گذاشتين.
- از خريد عرسک هاي بزرگتر از قد دوست جونتون جدا خود داري کنيد. نمي گيد چجوري بايد اون عروسک رو ببره خونشون ؟ تازه اگه با ماشينتون هم برسونيدش ، ممکنه يوقت بابايي يا ماماني يه سوالي ازش بپرسه که مجبور شه بگه اين عروسک رو مريم جون بخاطر تولد پارسالش بهش کادو داد (که اونام عمرا باور کنن)
- اين روزها خريد شمع هاي خوشگل و رنگي خيلي مد شده. يه دونه شمع هم کنارکادوتون باشه.
- کارت تبريک دست ساز ! اين نشون ميده که چقدر دوستش دارين و خودتون براش يک کارت تبريک درست کردين. چند تا جمله عاشقانه هم لطفا پشتش ضميمه شود.
- سعي کنيد روز ولنتاين يک جاي متفاوت با هم قرار بذاريد. کافي شاپ ديگه خيلي تکراري شده . پارک جمشيديه ! يا يه جاي جنگلي ميتونه جاي خوبي براي جشن گرفتن روز عشق باشه.

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com


شنبه 19 بهمن1387 توسط Reza & Mostafa |

پسر خوب

يک پسر خوب چه کسي است ؟؟؟ !!!!! بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

1.يه پسر خوب تنهاييبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com ميره سينما
2.يه پسر خوب بعد از تک زنگخدمات وبلاگ نويسان جوان              www.zibasazi.bahar-20.com سراغ تلفن نميره
3.يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.irنميده!
4.يه پسر خوب تو کلاس دانشگاه تا شعاع 3 متريبهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir هيچ خانومي نميشينه
5.يه پسر خوب پس از اتمام صحبت گوشي تلفن رو بوسبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com نميکنه
6.يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ لببهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir رو صورتش ديده نميشه
7.يه پسر خوب بعد از شنيدن اسم جنيفر لوپزبهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir استغفرال.. ميگه
8.يه پسر خوب بعد از سوار کردن يه خانوم خوشگلخدمات وبلاگ نويسان جوان              www.bahar-20.com باهاش حرف نميزنه!!

شنبه 19 بهمن1387 توسط Reza & Mostafa |

فحش های شهری

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

:- فکر کردي فقط خودت خري تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

- خودت گير عجب آدماي خريتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com افتادي

- از جلو چشمام خفه شوتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

- صداتو واسه من داد نزن

- کسي با تو زر نزدخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

- وقتي با من صحبت ميکني دهنتو ببندخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir 

جمعه 18 بهمن1387 توسط Reza & Mostafa |



سلام بچه ها به بلاگ ما خوش اومدید،امیدوارم حال کنید.هر کس مایل به تبادل لینک هست ما ها رو با 2boy lover بلینکه بعد خبر بده ما با چه اسمی بلینکیمش.Mer30

قالب وبلاگ

Designed By ParsTheme